تبليغاتX
Aman Hakim's Facebook profile روزنوشته های سیدامان الله حکیم - lمشهد نامه
lمشهد نامه سه شنبه هجدهم فروردین 1388 20:51

سلام.

امروز دومین روزی است که از مشهد برگشتم اهواز. چه قدر هوا گرم شده اهواز. فرصت نشد که بیام و مختصری از سفرنامه ام را بگم. سفر را از پرواز مهرآباد - مشهد میگم و جا داره همین جا از بوف بینای عزیزکه 3-4 ساعتی توی مهرآباد تنهایی منو پر کرد تشکر کنم

این سفر مشهد من با فرود اضطراری بوئینگ 727 شرکت ایران ایر شروع شد! قابل توجه دوستان که نزدیک بود بی امان بشن! خلاصه به هر مکافاتی بود پاهامون به زمین سفت دوباره رسید. سفرم را با زیارت آقا امام رضا و بعد از اون ، شبش به اتفاق اقوام عزیز رفتیم یک رستوران چینی به نام مارینا و چه زهر ماری بود این مارینا! داشت حالم به هم میخورد. این چینی ها هم به جز کلم هیچی که کوفت نمیکنن. نمیدونید چه شب تاریخی رو به صبح رسوندم.

صیح کله سحر هم رفتم سفارت و تحویل کار و بعد از اون دیدار یکی از دوستان عزیزم. اونجا بود که فهمیدم گذر  زود زمان یعنی چی! بعد از رفع زحمت از اونجا دوباره رفتم و حرم و ...

استارت کار سرمایه گذاری مشهد را هم با موفقیت زدیم و بعد از اون هم پرواز 2 ساعته با این توپولوف های لعنتی به اهواز. آخ که وقتی میشینم تو این زهر ماری ها بعدش باید برم فیزیوتراپی! بس که تنگ هستن

اما...

اما توی این سفر بود که شیرین ترین نسکافه تلخ زندگی ام راخوردم.

توی این سفر بود خوش بو ترین خیار دنیا من خوردم

دلچسب ترین میلک شیک دنیا را من خوردم

البته سرما هم خوردم!

قراره یکی از دوستای خوبم همکارم بشه توی سرمایه گذاری. آخ که اگه بشه چی میشه

زیاد حرف زدم. دوستتون دارم بای

نوشته شده توسط امان  | لینک ثابت |